کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )
 
 
I n f o l o g y: تالار گفتمان

 
I n f o l o g y :: نمايش موضوعات - نوشته روي ديوار

نوشته روي ديوار

 

ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع ارسال تشکر

   I n f o l o g y صفحه اول انجمن -> ادبیات

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

bohara
کاربر جدید
کاربر جدید

وضعيت: آفلاين
19 آبان ماه ، 1388
تعداد ارسالها: 18
امتياز: 93
تشکر کرده: 0
تشکر شده 4 بار در 3 پست


ارسال ارسال شده در: يكشنبه، 24 آبان ماه ، 1388 18:15:09    موضوع مطلب: نوشته روي ديوار پاسخ همراه با اعلان

مادر خسته از خريد برگشت و به زحمت ، زنبيل سنگين را داخل خانه كشيد.
پسرش دم در آشپزخانه منتظر او بود و مي خواست كار بدي را كه تامي كوچولو انجام داده بود به مادرش بگويد.
وقتي مادرش را ديد به او گفت: « مامان ، مامان ! وقتي من داشتم تو حياط بازي ميكردم و بابا داشت با تلفن صحبت مي كرد
تامي با يه ماژيک روي ديوار اطاقي را كه شما تازه رنگش كرده ايد ، خط خطي كرد ! » .
مادر آهي كشيد و فرياد زد : « حالا تامي كجاست؟ » و رفت به اطاق تامي كوچولو.
"تام" از ترس زير تخت خوابش قايم شده بود ، وقتي مادر او را پيدا كرد ، سر او داد كشيد : « تو پسر خيلي بدي هستي »
و بعد تمام ماژيكهايش را شكست و ريخت توي سطل آشغال. تامي از غصه گريه كرد.
ده دقيقه بعد وقتي مادر وارد اطاق پذيرايي شد ، قلبش گرفت و اشك از چشمانش سرازير شد .
تامي روي ديوار با ماژيك قرمز يك قلب بزرگ كشيده بود و درون قلب نوشته بود: مادر دوستت دارم!
مادر درحاليكه اشک ميريخت به آشپزخانه برگشت و يك تابلوي خالي با خود آورد و آن را دور قلب آويزان كرد.
بعد از آن ، مادر هر روز به آن اطاق مي رفت و با تمام مهرش به آن تابلو نگاه ميگرد .
بازگشت به بالا
رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل  
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
 
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   I n f o l o g y صفحه اول انجمن -> ادبیات

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


 

Powered by phpBB & Farsi Project By PHPNuke.ir